هوا چقدر خوب و دو نفره ست ...
من هستم و خدا ...
و در جاده ی زندگی ، صورتم مهمان نسیمی که معطر شده از امید ...
به خودم میگم : هیچ چیز ارزش این رو نداره که دستم رو از دستان مهربون خدا بکشم بیرون و بگذارم تو دست غیر خدا ...
راستی اونکه دستان مهربان خدا رو به غیر او فروخت غیر از افسوس چه چیزی رو بدست آورد ؟

نظرات شما عزیزان:
باران 
ساعت21:02---12 تير 1391
دوباره سلام چه جالب عکست هم اسم منه باران.
نوشته شده در شنبه 10 تير 1391برچسب:
,
| ساعت
23:30| توسط neda|